تبليغاتX
هایکوهای صُلح

به بیراهه می رود،

قطار روزگاری،

که ریلش استخوان بشریت است!

نوشته شده توسط سجاد رشیدی پور در دوشنبه نهم آذر 1388 |

از لولۀ تفنگ،

زیبا تر است،

یا از پنجره؟

دیدن آسمان!

نوشته شده توسط سجاد رشیدی پور در دوشنبه دوم آذر 1388 |

به کبوتر قسم،

قنداق کودکی هیچ انسانی،

اونیفرم نبود!

نوشته شده توسط سجاد رشیدی پور در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 |

تنی،

که از تن سلاخی شدۀ جانداران دیگر،

تغذیه می کند،

صلح را آیا خواهد فهمید؟!

نوشته شده توسط سجاد رشیدی پور در دوشنبه هجدهم آبان 1388 |

به بلندای دیوار چین،

به سوی تو،

گام ها برخواهم داشت،

اگر و فقط اگر،

به سوی من،

یک گام برداری!

نوشته شده توسط سجاد رشیدی پور در دوشنبه یازدهم آبان 1388 |

از غارها بیرون آمدیم،

تا با هم باشیم!

یادت هست؟!

نوشته شده توسط سجاد رشیدی پور در دوشنبه چهارم آبان 1388 |

فرمانروای جهان خواهی بود،

نه با تخریب شهرها،

که با تسخیر قلب ها!

نوشته شده توسط سجاد رشیدی پور در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 |

مثل کودکی،

کاش،

هواپیماهایمان،

کاغذی بود!

نوشته شده توسط سجاد رشیدی پور در دوشنبه بیستم مهر 1388 |

چه جهانی می شد اگر،

رئیس جمهورها،

مادربزرگ ها بودند!

نوشته شده توسط سجاد رشیدی پور در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 |

به جنگ با تاریکی،

شمشیر نکش،

چراغ بیافروز!
نوشته شده توسط سجاد رشیدی پور در دوشنبه ششم مهر 1388 |